آرین آرین ، تا این لحظه: 14 سال و 11 ماه سن داره

آرین کوچولو عزیز دردونه مامان و بابا

اتفاقات چندروز اخیر

1391/7/9 1:49
نویسنده : مامان آمی
203 بازدید
اشتراک گذاری

ازاتفاقات هفته قبل برات بگم که توهفته قبل سپهر جون که جیگر خالشه اومد خونمون واسه دیدن عزیزمامان وکلی با شمابازی کرد وهم شما کیف کردی هم عزیز خاله اگه وقتی کنار هم وامیستید ازتون عکس بگیرم وقتی بزرگ بشی کلی میخندی که هم بازیت چقده باهات اختلاف قد داره آخه شما تا زانوهای سپهرجونم نیستی جیگرمامان سپهرتاتونست باهات بازی کرد وراستش رو بخوای اذیتتم کرد البته بخاطره اینکه خیلی دوست داره نمیدونه دیگه باید چیکار کنه آخرشم که میخواست بره با کلی حسرت گفت خوش بحالت خاله گفتم چرا سپهرجون گفت واسه اینکه آرین همیشه پیشته.اتفاق بعدی اینکه بابا علیرضای آرین جون هفته قبل بخاطر یه کاری که داشت مجبور شد که شب نیاد خونه منم به خاله تینا ودوتا از دوستام که هردوشون هم اسمشون زهرا هست گفتم بیان تاشب باهم باشیم خاله ودوستام از صبح اومدن وتا شب کلی گفتیم وخندیدیم وشبم البته شب که چه عرض کنم تا 4 صبح بیدار بودیم وتمام تلاشمون رو کردیم که تاجاییکه ممکن هست خوش بگذرونیم وفردای اون روز هم تا بعداز ظهر پیشمون بودن وبعدش رفتن ولی اگه بابای آرین جون ناراحت نشه خیلی بهمون خوش گذشت.جمعه هفته قبل هم بعدازظهری رفتیم خونه خاله بهار آخه خاله بهار اینا تازه خونه خریدن واسباب کشی کرده بودن ماهم رفتیم که بهشون سربزنیم آخه مامان نمیتونست به خاله کمک کنه چون وقع ریختن آب تو فلاکس آرین جون آب جوش ریخت روی دستم ودستم سوخت آخه محوتماشای پدروپسربودم که دارید چیکار میکنید.

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)